بزرگترین منبع اشعار مذهبی
شعری در شهادت امام حسن مجتبی
اى علوى ذات و خدايى صفات
صدر نشين همه كائنات
سيد و سالار شباب بهشت
دست قضا و قلم سرنوشت
صبر هم از صبر تو بى تاب شد
كوزه شد و زهر شد و آب شد
بعد شهادت نكشيد از تو دست
تير شد و بر تن پاكت نشست
سبزه برآمد ز گلستان دين
تا رخ تو سبز شد از زهر كين
ريشه دين گشت همايون درخت
تا ز تو خورد آن جگر لخت لخت
ملّت اسلام كه پاينده باد
مشعل توحيد كه تابنده باد
هر دو رهين خدمات تواند
شكرگزارنده ذات تواند
شعر شهادت حضرت محمد مصطفی (ص) (چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است)
چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است
یا که گیتی را فنا گردیده وقت محشر است
بر چه می ریزد سرشک تلخ از مژگان فلک
عالمی را رخت ماتم نوحه گر بر پیکر است
ارض هستی یکسره گردیده بی صبر و سکون
خون چکان عرش و فلک در ماتم پیغمبر است
فاطمه دخت نبی می سوزد از هجر پدر
خلقت هستی پریشان از نوای کوثر است
یک طرف نالان حسن سویی حسین و زینبین
سوی دیگر دل غمین بهر برادر حیدر است
ناگهان آمد سروشی غم مخور زهرای من
نگذرد چندی پدر واصل به وصل دختر است
مهر تابان هدایت گشته خاموش عاقبت
مرتضی دیگر غریب و بی کس و بی یاور است
آب غسل تو نخشکیده هنوز ای نور حق
دخترت پهلو شکسته بین دیوار و در است
بعد تو از آتش بدعتت سرایت سوختند
غنچه نارسته ای از ظلم کینه پرپر است
خیز از جا یا رسول الله بنگر بی معین
ریسمان بر گردن فتاح و میر خیبر است
یا رسول الله چنان سیلی به زهرایت زدند
کز شرارش تا ابد نیلی عذار دخت راست
یا رسول الله زجا برخیز و زهرا را ببین
آنکه را خواندی ابیها را گرامی مادر است
یا رسوالله علی شد بعد تو خانه نشین
حق شده خاموش وناحق بهر امت رهبر است
شعری در زبانحال پیامبر در آخرین حظات با دخترشان فاطمه زهرا (س)
چرا چشمت پر اشک و سینه ات پر آه می باشد
مخور غصه پس از من عمر تو کوتاه می باشد
مسوزان قلب بابا را چنین ناله مزن زهرا
که شاد از ناله تو دشمن گمراه می باشد
علی را کرده ام مأمور صبر و تو کنارش باش
پس از من روز های بی کسی در راه می باشد
سپر بهر علی شو وقت آتش سوزی خانه
بدان که قتلگاه تو همین در گاه می باشد
همین که می زند زخم زبان بر من به پیش تو
تو را بعد پدر در کوچه سد راه می باشد
بلرزاند مرا در قبر تا بر تو زند سیلی
که از مهری که من دارم به تو آگاه می باشد
احسان محسنی فر
منبع : سایت شیعتی
شعر مصیبت جانگداز حضرت محمد
ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم
وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم
صبر کن سیر ببینم رخ بابایم را
چه کنم سد نگاهم شده اشک بصرم
قسمت این بود که بالای سرش بنشینم
چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم
وقت جان دادن خود گفت مقدر این است
دو مه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم
ای پدر مادر مظلومه من یار تو بود
من پس از رفتن تو جان علی را سپرم
با تن خسته و بازوی کبود از مسجد
قول دادم که علی را به سوی خانه برم
دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه
گر بریزند همه اهل مدینه به سرم
قسمتن این بود که بعد از تو بمانم بابا
تا که با دادن جان جان علی را بخرم
به فدای سر یک موی علی باد پدر
گر میان در و دیوار دهد جان پسرم
جگرت سوخت به هربیت که گفتی(میثم)
اجر این سوختنت با احد دادگرم
حاج غلامرضا سازگار
منبع : سایت شیعتی
شعر در مدح امام رضا(ع) (سنگ زیر پای تو لعل بدخشان می شود)
سنگ زیر پای تو لعل بدخشان می شود
خار ، با فیض نگاهت سرو بستان می شود
گر نسیمی از کویت وزد سوی جحیم
دود آن عود و شرارش برگ ریحان می شود
زخم بی داروی جان و درد بی درمان دل
هر دو باخاک سر کوی تو درمان می شود
غم ندارم گر مرا در آتش دوزخ برند
چون برم نام تو را آتش گلستان می شود
مردگان روح را احیاگر جان می کند
هر که جسمش دفن در خاک خراسان می شود
گو اجل جان مرا گیرد ز کافر سخت تر
چون نگاهم بر تو افتد مرگ ، آسان می شود
در مفام رافتت این بس که نام چون تویی
روز و شب ذکر من آلوده دامان می شود
در بیابانی که لطفت ضامن آهو شود
گر گذار گرگ افتد گرگ چوپان می شود
گردش چشم تو را نازم که با ایمای آن
نقش شیر پرده ناگه شیر غران می شود
ناز بر فردوس آرد فخر بر رضوان کند
هر که یک شب در خراسان تو مهمان می شود
هر که چشمش اوفتد بر گنبد زرین تو
گاه ، مجنون گاه ، خندان گاه ، گریان می شود
گر به قعر نار ، شیطان بر تو گردد ملتجی
وادی دوزخ به چشمش باغ رضوان می شود
غرفه هایت همچو روی حور گل انداخته
بس که روز و شب ضریحت بوسه باران می شود
هر که با اخلاص گوید در حریمت یک سلام
اجر آن بالاتر از یک ختم قرآن می شود
مور اگر یک دانه با لطف تو گیرد در دهن
بی نیاز از خرمن زلف سلیمان می شود
در کنار حوض صحن تو که رشک کوثر است
زنگی ار صورت بشوید ماه کنعان می شود
پور موشایی و در طور تو هر کس لب گشود
همکلام ذات حق ، چون پور عمران می شود
سائل کوی تو گر خواهد به دست قدرتش
خاک ، مشک و سنگ ، لعل و ریگ ، مرجان می شود
در هوای جرعه ای از جام سقا خانه ات
خضر اگر در کوثر افتد باز عطشان می شود
خاک اگر شد خاک کویت مرهم زخم دل است
آب اگر شد آب جویت آب حیوان می شود
هر که شد زوار تو در طوس ای روی خدا
زائر ذات خدای حی سبحان می شود
آستان قدس تو دارالشفای عالم است
درد این جا بی دوا و نسخه درمان می شود
هر که از مهمان سرایت لقمه ای گیرد به دست
مهر در دستش کم از یک قرصه نان می شود
وانکه خوابش می برد در پشت دیوارت شبی
ماه در بزمش کم از شمع فروزان می شود
هر که را تابید بر سر آفتاب صحن تو
گر رود در سایه طوبی پشیمان می شود
بی تو صبح عید سال نو اگر آید مرا
صبح عید وسال نو شام غریبان می شود
با تو گر شام عزای دوستان باشد مرا
خوب تر از ظهر روز عید قربان می شود
در صف محشر پریشانی نبیند لحظه ای
هر که با یاد غمت این جا پریشان می شود
تا ابد زین میهمان داری که مامون از تو کرد
شرمگین از مادرت زهرا خراسان می شود
با تمام زشتی و آلودگی در سوگ تو
قطره های اشک (میثم) بحر غفران می شود
شعر زبانحال امام رضا (ع) (غزیب شهر خراسان عزیز زهرایم)
غزیب شهر خراسان عزیز زهرایم
رئوف همچو خدای رحیم و یکتایم
به دستگیری سائل همیشه مشهورم
منم که ضامن آهو میان صحرایم
به هر کجا که صدا می کند مرا مسکین
به غزبت دل خونم قسم که می آیم
رضای فاطمه را از من غریب بجو
که من کلید رضای علی و زهرایم
به نام من به در آور لباس احرامت
که من خود عاشق این جامه مصفایم
اگر شرایط احرام تو شکسته شده
مدار غصه به حکم تو خورده امضایم
قبولی زحمات محرم و صفر است
هر آن که ناله زند در عزای عظمایم
منم غریب که جز من کسی غزیب نشد
بجز جواد کسی بر دلم حبیب نشد
جواد حیدری
منبع : سایت شیعتی
- شعری در آرزوی زیارت حرم امام رضا (دلم برای تو پر می کشد امام غریب)
- شعر رحلت جانگداز نبی اکرم
- شعر اربعین به سبک دشتی (چهل روزه که بوی گل نیومد)
- شعر اربعین به زبان ساده (اومدم پابوس قبرت واسه خوندن زیارت)
- اربعین حسینی و شعری در این باره (از سفر آمدم ای همسفرم)
- اشعار در مصائب اربعین (یک اربعین همین نه برای تو سوختم)
- شعر اربعین حسینی (ای ساربان ای ساربان محمل نگهدار)
- شعری به مناسبت اربعین سیدالشهدا


