به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع)
زمان مرگ من دگر رسیده است
زمان گریه ها و اشک دیده است
شبیه مادرم شدم عزیزم
و قامتم چو قامتش خمیده است
و روح زهر را یکی ز کینه
به جسم پر ز درد من دمیده است
و زهر تارهای سوز و غم را
به دور این جگر دگر تنیده است
درون هر سیاهچال این شهر
چه ظلم ها که این دلم ندیده است
دگر زمان احتضار باشد
و رنگ از رخم ببین پریده است
به پیش گوش من نگو ز مادر
که داستان میخ را شنیده است
بیا تو روضه ی مدینه را خوان
که مادرم بدون شک شهیده است
درون روضه خوانی ات بگو که
به روی نیزه ها سر بریده است
بگو که دخت یک پدر ز دردش
به سوی مقتل پدر دویده است
بگوکه عمه ام اسیر گشت و
به جز بدی ز شامیان ندیده است
کنون بیا تو را بغل بگیرم
کنون که وقت مرگ من رسیده است
سروده جعفر ابوالفتحی




