اى علوى ذات و خدايى صفات
صدر نشين همه كائنات
سيد و سالار شباب بهشت
دست قضا و قلم سرنوشت
صبر هم از صبر تو بى تاب شد
كوزه شد و زهر شد و آب شد
بعد شهادت نكشيد از تو دست
تير شد و بر تن پاكت نشست
سبزه برآمد ز گلستان دين
تا رخ تو سبز شد از زهر كين
ريشه دين گشت همايون درخت
تا ز تو خورد آن جگر لخت لخت
ملّت اسلام كه پاينده باد
مشعل توحيد كه تابنده باد
هر دو رهين خدمات تواند
شكرگزارنده ذات تواند
اشتراک مطلب
ارسال به دوست
تعداد نمایش: 2166
نظر ها (0)

ایجاد نظر


