تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

طاقتم را طاق کرد-(باز هستی ، طاقتم را طاق کرد)

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

  طاقتم را طاق کرد
 

باز هستی ، طاقتم را طاق کرد
دفتر صبر مرا ، اوراق کرد

 

یادم آمد خلوتی خالی ز غیر
پیری اندر صدر آن ، یادش به خیر
خم صفت ، صافی دل و روشن ضمیر
خضر وش ، گمگشتگان را دستگیر
مرمرا از حال خویش افزوده حال
خواب بود این می ندانم یا خیال؟
هشت بر زانو، سر تسلیم من
خواست تا سری کند تعلیم من
پس لب گوهر فشان آورد پیش
پیشتر بردم دو گوش هوش خویش
از دم آن مقبل صاحب نظر
گشتم از شور شهیدان با خبر
عالمی دیدم از ازین عالم برون
عاشقانی سرخ رو یکسر ز خون
دست بر دامان واجب ، بر زده
خود ز امکان خیمه بالاتر زده
گرد آن شمع هدی از هر کنار
پر زنان و پر فشان ، پروانه وار
ترسم از این بیشتر، شرحی دهم
تار تن را نطق بشکافد ز هم
زانکه در گوش من آن والا نژاد
گفت ، امّـا رخصت گفتن نداد

نظر ها (0)Add Comment

ایجاد نظر
کوچکتر | بزرگتر

busy

برترین مطالب از دید کاربران

محصول تصادفی

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند