تبلیغات
تبلیغات

زبانحال حضرت زینب(روضه ی باز)(خودش گفت سر را بریدم اخا)

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

زبانحال حضرت زینب(روضه ی باز)

چه بسیار رنجها کشیدم اخا

ز تل تا به مقتل دویدم اخا

ز مویت گرفت و سرت شد بلند

خودش گفت سر را بریدم اخا

صدای سواری به گوشم رسید

تو را روی زینش ندیدم اخا

گل درد و داغ تو ای با وفا

ز باغ دل خویش چیدم اخا

همان لحظه که سر برید از تنت

دل از دار دنیا بریدم اخا

تو را جان مادر بیا و بده

به دیدار رویت نویدم اخا

نه دیگر نباشم چو سروی بلند

ز داغ جدایی خمیدم اخا

به وقت کتک خوردن مرغ عشق

به بام دو چشمت پریدم اخا

به یادت هست گفتی به من

برای تو معجر خریدم اخا

برادر سر و معجر آتش گرفت

به رو کهنه چیزی کشیدم اخا

خودم نیزه ای بین آن ازدحام

ز قلب تو بیرون کشیدم اخا

ز بین دو عالم امام دلم

تو را بهر خود برگزیدم اخا

 

 

سروده : جعفر ابوالفتحی

 

www.harame-shah.rozblog.com

نظر ها (1)Add Comment
0
...
نوشته شده توسط ناشناس, ژانویه 12, 2012
زیبا بود ممنون

ایجاد نظر
کوچکتر | بزرگتر

busy

برترین مطالب از دید کاربران

محصول تصادفی

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند