تبلیغات
تبلیغات

شعر ظهر عاشورا – گریز به کوفه ، و کاروان اسرا(در زمین کربلا آزادی ام محدود بود)

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

شعر ظهر عاشورا – گریز به کوفه ، و کاروان اسرا

زبانحال حضرت زینب با سر برادر

در زمین کربلا آزادی ام محدود بود

این تنت غرق به خون، اما سرت مفقود بود

ای اخا من را ببخشا گر نبودم قتلگاه

چون تمام راه ها بر دیدنت مسدود بود

 

این همه ظلم و جفا بر عشق و آل عشق چیست؟

 

کوفیان و شامیان را حب خود معبود بود

قبله ام کرببلا و کعبه ام قلب شما

قلب دشمن در کنار کعبه ام مترود بود

سوی ابراهیم شیعه آتش آوردند، یار

آتش خیمه بسان آتش نمرود بود

بهر چه ما را به کوفه روی باز آورده اند

تاج و تخت و سلطنت در قلبشان مسجود بود

ظهر عاشورا مشامم را گلی پر عطر کرد

گوییا روز ظهور مهدی موعود بود

شمر رأست را برید و هیچ ترسی هم نداشت

امتحان بندگی را شمر دون مردود بود

سروده جعفر ابوالفتحی

وبلاگ اشعار مذهبی

www.harame-shah.rozblog.com

نظر ها (1)Add Comment
0
دوستدار طبیعت
نوشته شده توسط حسین توکلی بردسکن, دسامبر 05, 2011
باسلام و احترام _ بسیار عالی و جذاب بود. دستتون درد نکنه خداوند به شما توفیق بیشتری دهد . یاعلی

ایجاد نظر
کوچکتر | بزرگتر

busy

برترین مطالب از دید کاربران

محصول تصادفی

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند