تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

نسیم بود که می رفت تا رها برود

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

نسیم بود که می رفت تا رها برود

نسیم بود که می رفت تا رها برود

به سمت مقصد هموار نا کجا برود

 

نسیم بود که از کوچه های شهری لال

بلند شد که به دنبال آن صدا برود

 


 

میان راه نگاهش به کوچه ای افتاد

و پلک زد که بیاید غریبه تا برود

 

نقابها پس دیوارها به هم خیره

کجاست خانه ی  تو  ؟  مرد پس کجا برود؟

 

غریبه منتظر یک نگاه یک همراه

...و ماه رد شد تا پشت ابرها برود

 

و ذ هن کوچه از اینجا به بعد آشفته است

چگونه دل بکند زین همه  وفا برود !!!

 *

چه اعتبار به آن بیعتی که پوسیده

چگونه دست خدا روی دستها برود ؟

 

 عجب صراحت تلخی ست ظلمت کوفه

چگونه این خبر آخر به کربلا برود ؟؟؟

شاعر: رضا محمدی

نظر ها (0)Add Comment

ایجاد نظر
کوچکتر | بزرگتر

busy

برترین مطالب از دید کاربران

محصول تصادفی

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند