تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

یک نفس.. اثر علیرضا لک در شهادت عبدالله(ایمان غلامی باب الجنه)

Powered by Scontent
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

شهادت عبدالله ابن الحسن

یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنی

که به این سینه ی مجروح تو با پا نزنی

ذکر لا حول ولا از دو لبش می بارد

با چنین نیزه ی سر سخت به لبها نزنی

 

عمه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ

می شود پر به سوی حنجره حالا نزنی؟

نیزه ات را که زدی باز کشیدی بیرون

می زنی باز دوباره نشد آیا نزنی؟

نیزه ات را که زدی باز!!نمی شد حالا

ساقه ی نیزه خونین شده را تا نزنی؟

من از این وادی خون زنده نباید بروم

شک نکن اینکه پرم را بزنی یا نزنی

دست و دل باز شو ای دست بیا کاری کن

فرصت خوب پریدن شده! در جا نزنی

سروده علیرضا لک

باب الجنه(ایمان غلامی)

منبع:www.boyepirahanehoseyn.blogfa.com

نظر ها (0)Add Comment

ایجاد نظر
کوچکتر | بزرگتر

busy

برترین مطالب از دید کاربران

محصول تصادفی

ارتباط با مدیر سایت

ایمیل
وبلاگ
موبایل
نام و نام خانوادگی
محل سکونت
عنوان
متن پیام
توضیح : کادر های قرمز رنگ حتما مقدار دهی شوند