هر چه ترسیدم از آن، آن به سرم می آید
مشک سوراخ شد و کیست برم می آید؟
چشم پرخون شده را طاقت دیدن نبود
خون به همراهی اشک از بصرم می آید
علقمه پر شده از شیون یک بانویی
کیست او ذکر لبش " وا پسرم " می آید ؟
سخت باشد بدهم صورت او را تشخیص
چون کبودی رخش در نظرم می آید
فاطمه آمد و دستی که ندارم خیزم
اشک خجلت فقط از چشم ترم می آید
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید
ناله ی العطش اهل حرم می آید ..!!
شاعر:وحید مصلحی
| < قبلی | بعدی > |
|---|





نظرات
سلام من تازه این سایت اومدم از این شعر اقای مصلحی تشکر میکنم وبرای یادگاری در دفترم ثبت میکنم سایت خوبی دارین . میشه یک امشب برای من دعا کنید که فردا جزپذیرفته شدگان تعزیرات حکومتی شم ودر اخر اگر امکان داره شعر های بسیار زیباتون در مدح اقا حضرت عباس برام ایمل کنید باسپاس یاعلی
به ایزدی قسم یکتاست عباس////بادشاه کشور غم هاست عباس
seyed.meybodi
به اقایش (امام علی (ع))اقاست عباس
فید RSS نظرات