Powered by Scontent
یا حضرت شیب الخزیب
این اسب ها از این بدنم پا نمی کشند
از روی غنچه ی کفنم پا نمی کشند
تا که گلاب ناب مرا در نیاورند
از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند
این نیزه ها که در جگرم پا گذاشتند
چون داد می زنم حسنم پا نمی کشند
می خواستم دوباره صدایت کنم ولی
یک لحظه هم از این دهنم پا نمی کشند
موی مرا به دست گرفتند و می کشند
اما ز دست و پا زدنم پا نمی کشند
رحمان نوازنی
www.boyepirahanehoseyn.blogfa.comمنبع ایمان غلامی
اشتراک مطلب
ارسال به دوست
تعداد نمایش: 998
نظر ها (0)

ایجاد نظر




