مناجات با امام زمان (عج
پروانه ام و دور سرت می گردم
بیمار توام ای تو دوای دردم
تا آخر زندگانیش نوکر تو
از عشق تو دم می زند اقا هر دم
ترسم چه بود لحظه ی مرگم آقا
من دل به دو دست کرمت بسپردم
از من بپذیر و تو بگیر این جان را
جان بر طبق عشق و خلوص آوردم
در کاسه ی این گدا محبت بگذار
مپسند که با دست تهی برگردم
چشمم گره با زلف تو خورده آقا
بر غیر تو رو کنم، مگر نامردم؟
پس کی رسی به داد درد دنیا
تا تو برسی عزیر من هم مُردم
سروده : جعفر ابوالفتحی
وبلاگ اشعار مذهبی

نوشته شده توسط فرشید یارمحمدی, ژانویه 18, 2012




فتاده بر زمین اما همانند قمر تابان
میان گودی مقتل صدای حمد او آید
چه زیبا حالتی دارد به زیر خنجر بران
امیدم نا امید گشته دوباره بینمت ؛ چون من
خودم دیدم که تیر ها را مثال قطره ی باران
چه آید بر سر زینب نباشی بر سر زینب ؟
مصیبت های پی در پی بیاید بر سرم ؛ جانان
غروب روز عاشورا شروع غصه های من
طلوع رأس تو بر نی جمیع خیمه ها سوزان
ز بعد تو ببینی من شوم بی یاور و تنها
ببینی اهل بیتت را سوار ناقه ی عریان
الا شن های تفتیده بپوشانید جسمش را
که آمد مادرش زهرا ولی با دیده ای گریان
به مقتل گاه فرزندش به دنبال نشان از او
ولیکن باورش سخت است که گشته واله و حیران
شاعر: فرشید یار محمدی