در فراق امام زمان (عج)
چشم من از بهر دیدار رخش بیدار باش
از همه زیبا رخان جز روی او بیزار باش
دست من دست وفا با او ده از روی صفا
در همه ایام عمر خویش خوش کردار باش
پای من در مجلس خوبان برو زانو بزن
پای من در راه عشق و عاشقی پر کار باش
جان من مست خط و خال و دو ابروهای او
از صفای غمزه ی چشمش همی بیمار باش
رأس من خون از دو چشمت ریز از هجر رخش
از غم هجرش اسیر گریه های زار باش
هی مکن امروز و فردا جان من در تاب عشق
از همین الآن خمار روی آن دلدار باش
هر چه مولایت بگویت روی چشمانت گذار
عامل امر و ندای آن شه ابرار باش
دم زن ای لب های من از عشق تا روز قیام
ای زبانم در ره عشق خدایم یار باش
ماه من امشب بیا ما را خوش از دیدار کن
امشبی را ماه شبهای سیاه تار باش
ای شهنشاه کرم با چشم بیمارم مگو
تا ابد در حسرت یک لحظه ی دیدار باش
سروده جعفر ابوالفتحی
وبلاگ اشعار مذهبی




