در فراق یار
ساقیا جام مرا پر کن ز مهرت ساقیا
من خراب از نور زیبای سپهرت ساقیا
خاک مُهرت جنس ناب کربلا باشد عزیز
آرزویم من گذارم سر به مُهرت ساقیا
زَهر عاشق پیشگی در کام من انداز یار
ده به من یک قطره ای از جام زَهرت ساقیا
این قدر بهر گناه شیعیان گریه مکن
من نبینم قطره اشکی روی چهرت ساقیا
چشم من شهر غم قلب شما باشد شها
کی شود تو پا گذاری روی شَهرت ساقیا
قصه لیلی و مجنون قصه ی ما و شما
دارد این قصه به دل بسیار شُهرت ساقیا
سروده جعفر ابوالفتحی




