در فراق یار
تا سر کوی دو چشم تو سفر باید کرد
دیده را از غم هجران تو تر باید کرد
دیدن روی مهت نیست به این آسانی
بهر دیدار تو ای یار خطر باید کرد
گوش باید بدهد عبد به حرف مولا
گوش را روی لب غیر تو کَر باید کرد
از گناه من و امثال من هستی خسته
از دلت خستگی ای یار بدر باید کرد
ای سفر کرده بیا و دل ما را دریاب
تا به کی با غم هجران تو سر باید کرد
بهر دیدار تو ای ماه شب تار دلم
پشت بر زیور دنیا و به زر باید کرد
شده دجال زمان گرگ چراگاه بگو
پیش دجال زمان سینه سپر باید کرد
ما همه داس به دستیم بیا مهدی جان
ریشه کفر شها زیر و زبر باید کرد
سروده جعفر ابوالفتحی




