در فراق یار و گریز به کربلا
بهر طلب چشم تو آماده ام امشب
این کار فقط آمده از عهده ام امشب
محو رخ زیبا و جمالت شده این چشم
از هر دو جهان فارغ و آزاده ام امشب
از می تو بکن کاسه ی دل را پر و لبریز
مست از می و از ساقی و از باده ام امشب
از خال لب و پیچش گیسوت شدم مست
یک بوسه از آن خال لب افتاده ام امشب
امشب تو مرا کرببلا بر ز کرامت
دل را به دو دست کرمت داده ام امشب
سروده جعفر ابوالفتحی
نظر یادتون نره




